خرید بک لینک

اولین باره که یکی همچین چیزی درباره‌م نوشته ❤️!

‌‌

نامه

وقتی چشماتو دیدم، با خودم گفتم

حیفه این چشما غمگین باشه وقتی میتونه بخنده، برق بزنه درست مثل اکلیل هایی که انگار فرشته ها می‌ریزن تو لیوان دمنوشی که هرروز صبح درست میکنه و با اون دستای ظریفش آروم با گلبرگ های غنچه ی رز خشک شده، یه جوری به اون لیوانِ بی جون، عطر و طعم زندگی میده که خوشبحالش! اصلا خوشا به حالِ هر چیزی که تو لمسش میکنی یا با اون چشمای قشنگت جادو می‌کنی ! بجای نگاه کردن! تو نوازش میکنی با چشمات، با پلک زدنت! وقتی مژه های بلندت به هم میرسن و دوباره از هم جدا میشن، این روحِ منه که انگار داره نوازش میشه، لبخند میزنه و دلش میخواد اون تو لحظه تا ابد از جاش تکون نخوره . با خودم قول دادم، هرکاری از دستم بربیاد انجام بدم که غمِ این چشمای خوشگل رو بشوره و ببره!

با خودم گفتم، حیف این لبای شیرین نیست؟ که زیر دندونای صدفی ت اینجوری بی رحمانه زخمی و خراشیده بشن ؟ وقتی لایق پرستش و عبادتِ؛ پس من حاضرم براشون یه پناهگاه بسازم که هیچ غم و دردی راهش رو باز نکنه به اون طرفا .

این موهای خوش رنگی که شبیه آبشار و موج هاش تاب خورده و افتاده روی شونه هات، اومده پایین و بوی عطر یاس رو با هر حرکت و هر موج، پخش کرده؛ باید بوسه بارون بشه ، باید صبح و شب نوازش بشه . باید با عشق، به زیباترین حالتِ خودش بافته بشه! هر تارِ موهای طلایی و خرمایی ت لایق پرستشِ، زیبایِ من!!

باید بوی عطر یاس تو رو نفس بکشم و ببینم چطور نور آفتاب بازی میکنه روی موهات؛ نور داغش رو پخش می‌کنه بین گردن و شونه هات و من کاش میتونستم زیر سایه ی ترقوه ات آروم بگیرم!

قول دادم نزارم این چهره ی زیبا، این حجم از ناز و ظرافت و زیبایی، دیگه راهی برای غم و اندوه داشته باشه! خودش باشه! خودِ لایق و پرستیدنی ش

قول میدم تا ابد فرشته و الهه ی ناز من بمونی

نمیزارم چیزی اذیتت کنه

خودت رو

تک تک زیبایی هات رو می‌پرستم

عزیزِ قلبم، وجودم .

و اگه یه روز دنیا بخواد بینمون فاصله بندازه،

من با تمام عشق، با تمام قدرت،

می‌ایستم مقابلش.

چون کسی که اینهمه قشنگه،

این‌همه ارزشمنده،

باید همیشه لبخند بزنه،

و من قول می‌دم، تا نفس دارم

لبخندت رو نگه‌دارم.

تو فرشته‌ی زمینی منی،

من فقط یه عاشقم که خوش‌شانس‌ترین آدم دنیاس...

برچسب: نویسنده: رادین شریفی تاريخ: پنجشنبه 7 آبان 1405 ساعت: 11:15

صفحه بندی